pictographic
UKpiktəgræfik
معنی فارسی
وابسته به (فن) نوشتن ، کتابتي ، ترسيمي ،
طرحي ، واضح ، برجسته
وابسته به (فن) نوشتن ، کتابتي ، ترسيمي ،
طرحي ، واضح ، برجسته
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن