pictography
معنی فارسی
تصوير نگاري ، بکاربردن نشان وصورت بجاي خط
معنی کامل و مثالها
/pik täg´rǝ fē/n.
● تصویر نگاری، فرتور نگاری، نگارش با حروف یا الفبای تصویری
● اندیش نمایی فرتوری، بیان اندیشه از راه نمودار یا تصویر
تصوير نگاري ، بکاربردن نشان وصورت بجاي خط
/pik täg´rǝ fē/n.
● تصویر نگاری، فرتور نگاری، نگارش با حروف یا الفبای تصویری
● اندیش نمایی فرتوری، بیان اندیشه از راه نمودار یا تصویر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن