دیکشنری فارسی

piffle

UKpifl

معنی فارسی

سخن بيهوده (گفتن) کار بيهوده (کردن)

معنی کامل و مثال‌ها

/pif´ǝl/n., interj.

(عامیانه - سخن یا نوشته یا عمل) مهمل، بیهوده، بیخود، بی معنی

(ندا) چرند!، کتره‌!

تعریف انگلیسی

verb
  1. speak (about unimportant matters) rapidly and incessantly “Verb Frames:” “Somebody ----s”
  2. act in a trivial or ineffective way “Verb Frames:” “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن