pig's wash معنی فارسی گنداب ، اشغال ، بسباب ، گنداب اشپزخانه که به خوکان ميدهند واژههای دیگر با معنی «گنداب» pigwash گنداب، گنداب اشپزخانه که بخوکان ميدهند، بساب sewer گنداب رو، ابريز، مجراي فاضل اب waste-pipe گنداب رو bilge water گنداب کشتي، اب خن، (حرف) چرند. bige-water گنداب کشتي، اب خن sewarage انتقال گنداب، زهکشي، مجموع مجاري فاضلاب hogwash گنداب اشپزخانه، چيز بي معني وبيمزه .، مهمل cesspipe گنداب رومستراح، تنبوشه ابريز bilgy داراي بوي گنداب کشتي، داراي بوي متعفن. slops اب چرک، گنداب، خوراک ابکي