pigeon (1)
معنی کامل و مثالها
/pij´ǝn/n., pl.
● کبوتر، کفتر (تیرهی Columbidae از راستهی Columbiformes)
● رجوع شود به: clay pigeon
● دختر، زن جوان
● (خودمانی) آدم گولو، زود باور، هالو
● گوشت کبوتر
● مسئولیت، وظیفه، کار
registering students is not my pigeon; I am a teacher
نامنویسی دانشجویان کار من نیست; من معلمم.