دیکشنری فارسی

pigtail

UKpigteil

معنی فارسی

توتون پيچيده بشکل طناب باريک ،

گيس بافته که از پشت سر اويخته باشد

معنی کامل و مثال‌ها

/pig´tāl´/n.

● (گیسو) دم اسبی، دم موشی، بافته (در پشت سر)

● توتون پیچیده، تنباکوی لوله کرده

ریشه و کاربرد

ریشه

From the combination of 'pig' and 'tail'.

مثال

  • She wore her hair in a long pigtail.
  • The little girl had two cute pigtails.
  • He tied his hair into a neat pigtail.

ترکیب‌های رایج

She tied her hair into a single pigtail He braided his long hair into pigtails

تعریف انگلیسی

noun
  1. a plait of braided hair

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن