pile (3)
معنی کامل و مثالها
/pīl/n., vt.
● (پایهی چوبی یا فلزی یا بتونی پل و اسکله و غیره که در خاک یا ته آب فرو میکنند) پایه، خرپا، پیل پا، ستون پل، تیر پایه
● خرپا بر زمین کار گذاشتن، پایه گذاری کردن
● پایه دار کردن، با خرپا محکم کردن، با ستون پابرجا کردن