دیکشنری فارسی

pile (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/pīl/n., vt.

● (پایه‌ی چوبی یا فلزی یا بتونی پل و اسکله و غیره که در خاک یا ته آب فرو می‌کنند) پایه، خرپا، پیل پا، ستون پل، تیر پایه

● خرپا بر زمین کار گذاشتن، پایه گذاری کردن

● پایه دار کردن، با خرپا محکم کردن، با ستون پابرجا کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن