pileate
معنی فارسی
کاکلي
معنی کامل و مثالها
/pī´lē it/adj.
● کاکل دار، کوفک دار، کلاهک دار، کاکلی (pileated هم میگویند)
کاکلي
/pī´lē it/adj.
● کاکل دار، کوفک دار، کلاهک دار، کاکلی (pileated هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن