pilot motor معنی فارسی موتور کوچک واژههای دیگر با معنی «موتور کوچک» fractional H.P. motor موتور کوچک، موتور چند اسب minibike موتور سيکلت بسيار کوچک، ميني با يک trolling motor موتور کوچک سوارشده روي قايق پاروزني hand glider هواپيماي بي موتور کوچک که خلبان از آن، آويزان مي شود sky surfer هواپيماي بي موتور کوچک که خلبان از آن، آويزان مي شود hot valve clearance فاصله کوچک بين ساقه سوپاپ و اسبک هنگامي، که تمام قطعات موتور بدماي کاري رسيده اند