دیکشنری فارسی

pilotage

UKpailətiʒ

معنی فارسی

راهنماي کشتي ، خلباني ،

حقوقي که بابت راهنمايي کشتي داده ميشود

معنی کامل و مثال‌ها

/pī´lǝt ij/n.

● خلبانی، راهبری، راهنمایی، پیشگامی، رهبری

● دستمزد راهنمای کشتی‌ها

● هدایت هواپیما به کمک چشم و نقشه (در مقایسه با رادار و دستگاه‌های خودکار)

ریشه و کاربرد

ریشه

From French 'pilotage', from 'piloter' (to pilot) + '-age'.

مثال

  • The pilotage of the ship was left to the captain.
  • Pilotage is a crucial skill for any aviator.
  • The pilotage fee is included in the total cost.

ترکیب‌های رایج

Compulsory pilotage Pilotage fee Pilotage service Pilotage authority

تعریف انگلیسی

noun
  1. the guidance of ships or airplanes from place to place
  2. the occupation of a pilot

واژه‌های دیگر با معنی «راهنماي کشتي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن