دیکشنری فارسی

pinhead

UKpinhed

معنی فارسی

نوک سنجاق چيز خرد چيزريز سرسوزن

معنی کامل و مثال‌ها

/pin´hed´/n.

(سوزن ته گرد) ته سوزن (که قلمبه است)

هر چیز کوچک و کم اهمیت، کم، ناچیز، (به اندازه‌ی یک) سر سوزن

آدم احمق، آدم ابله

ریشه و کاربرد

ریشه

From pin +‎ head, attested since the 15th century.

مثال

  • He has a brain the size of a pinhead.
  • The pinhead was barely visible to the naked eye.
  • She noticed a pinhead-sized spot on the fabric.

ترکیب‌های رایج

pinhead size pinhead spot pinhead amount

تعریف انگلیسی

noun
  1. an ignorant or foolish person
  2. the head of a pin

واژه‌های دیگر با معنی «نوک سنجاق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن