دیکشنری فارسی

pinhole

UKpinhoul

معنی فارسی

سوراخ کردن براي گوشي ياز ،

سوراخي که ازفرو کردن سنجاق درچيزي پديدايد

معنی کامل و مثال‌ها

/pin´hōl´/n.

● سوراخ کوچک (که مثلا توسط سر سوزن ایجاد شده)

● سوراخچه (که میله یا سوزن در آن قرار می‌گیرد)

ریشه و کاربرد

ریشه

From pin +‎ hole, attested since the 15th century.

مثال

  • He noticed a pinhole in the fabric.
  • The pinhole was barely visible to the naked eye.
  • She noticed a pinhole-sized spot on the fabric.

ترکیب‌های رایج

pinhole camera pinhole size pinhole leak

تعریف انگلیسی

noun
  1. a small puncture that might have been made by a pin

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن