pink (1)
معنی کامل و مثالها
/piŋk/n., adj.
● (گیاه شناسی) گل میخک، قرنفل (جنس Dianthus)
● (رنگ) صورتی
a pink flower
گل صورتی رنگ
● حداعلی، اوج، بهترین
the pink of perfection
اوج کمال
● (تداعی منفی) دست چپی، چپ گرا
they must get rid of those pink politicians
آنها باید از شر آن سیاستبازهای چپی خلاص شوند.
● (انگلیس) شکارچی روباه، کت سرخ رنگ (که شکارچیان روباه میپوشند)
● (گیاه شناسی) وابسته به گیاهان تیرهی Caryophyllaceae از راستهی Caryophyllales که دو لپهای میباشند، گل میخکی
* in the pink
(عامیانه) سالم، خوش بنیه، سر و مرو گنده