pink (2)
معنی کامل و مثالها
/piŋk/vt.
● (پارچه و غیره) زیگزاگ بریدن، دندانهدار بریدن
● (روی کاغذ و غیره) با سوراخ سوزن نقش ایجاد کردن
● (با خرده گیری و غیره) آزرده کردن، ناراحت کردن، رنجاندن
● مزین کردن، آذین کردن
/piŋk/vt.
● (پارچه و غیره) زیگزاگ بریدن، دندانهدار بریدن
● (روی کاغذ و غیره) با سوراخ سوزن نقش ایجاد کردن
● (با خرده گیری و غیره) آزرده کردن، ناراحت کردن، رنجاندن
● مزین کردن، آذین کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن