دیکشنری فارسی

pirmary

معنی فارسی

آغازين، نخستين، اوليه

اساسي، اصلي، بنيادي، نخستيني

وابسته به رنگهاي اصلي ، رنگ اصلي

واژه‌های دیگر با معنی «آغازين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن