piscatorially معنی فارسی وابسته به ماهي (گيري) واژههای دیگر با معنی «وابسته به ماهي (گيري)» halieutic وابسته به ماهي گيري piscatory وابسته به ماهي (گيري)، ماهي گير piscatorial وابسته به ماهي (گيري)