pish
معنی فارسی
اه تف
معنی کامل و مثالها
/psh, pish/interj., n., vi., vt.
● (ندا به نشان بی صبری یا تنفر) پیف، اه، په، اه و پیف کردن
مترادفها
interjection
Pshaw.
اه تف
/psh, pish/interj., n., vi., vt.
● (ندا به نشان بی صبری یا تنفر) پیف، اه، په، اه و پیف کردن
interjection
Pshaw.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن