دیکشنری فارسی

pisser

معنی فارسی

آدم يا چيز بدقلق يا دشوار، ناخوشايند

معنی کامل و مثال‌ها

/pis´ǝr/n.

● (خودمانی - زننده) آدم یا چیز بدقلق یا دشوار، ناخوشایند

ریشه و کاربرد

ریشه

From the verb 'piss' + '-er'. First recorded in the 1920s.

مثال

  • Losing the match was a real pisser.
  • It's a pisser that we can't go to the concert.

ترکیب‌های رایج

Real pisser Total pisser

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who urinates
  2. a very disagreeable difficulty

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن