دیکشنری فارسی

pistillate

معنی فارسی

مادگي دار ماده

معنی کامل و مثال‌ها

/pis´ti lit/adj.

● (گیاه شناسی) دارای مادگی، مادگی دار (به ویژه: دارای مادگی و بدون پرچم)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. bearing or consisting of carpels
  2. having gynoecia, or pistils, the ovule-bearing organ of a seed plant

واژه‌های دیگر با معنی «مادگي دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن