place of abode معنی فارسی محل سکني واژههای دیگر با معنی «محل سکني» location audit تصديق دقت تعيين محل هدف به وسيله رادار، تصديق محل سکني پرسنل يامحل اجناس درانبار dwelling house منزل مسکوني، در CL در قوانين مربوط به هتک حرمت منازل، و ورود در شب به منازل به قصد ارتکاب جرم residence اقامت گاه، محل اقامت، مسکن