دیکشنری فارسی

placer (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/plas´ǝr/n.

● (رسوبات ته نشستی رودخانه حاوی ذرات طلا و غیره) رسوب زردار

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن