دیکشنری فارسی

plain (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/plān/vi.

● (محلی) شکوه کردن، شکایت کردن، نالیدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن