plan (to) معنی فارسی طرح ريزي کردن واژههای دیگر با معنی «طرح ريزي کردن» fire planning طرح ريزي آتش، طرح ريزي کردن آتش rough-cast طرح کردن، قالب ريزي کردن، گل مال کردن projectable قابل طرح ريزي، قابل پرتاب کردن.