plano-
معنی کامل و مثالها
/plā´nō/
● پیشوند:
● مسطح، هموار، هامن، مستوی [planography]
● یک سو هامن (و سوی دیگر...) [plano-concave]
/plā´nō/
● پیشوند:
● مسطح، هموار، هامن، مستوی [planography]
● یک سو هامن (و سوی دیگر...) [plano-concave]
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن