دیکشنری فارسی

plantation

UKplænteiʃən US'plæn'teıʃən

معنی فارسی

درختستان نهالستان جاي درخت کاري کشت زار تاسيس مستعمره

معنی کامل و مثال‌ها

/plan tā´shǝn/n.

(در نواحی استوایی و نیمه استوایی) مزرعه‌ی بزرگ (که کارگران کشاورزی نیز در آن زندگی می‌کنند و محصول آن معمولا چای یا قهوه یا موز یا تنباکو و غیره است)، مجتمع کشاورزی، کلان کشتزار

a sugar-cane plantation

کلان کشتزار نی‌شکر

کشت

(درختان صنعتی و غیره) درختستان، درخت زار

a rubber plantation

درختستان کائوچو

(قدیمی) کوچگاه، کوچستان، کلنی، کوچ نشین

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'plantatio', from 'plantare' (to plant).

مثال

  • The plantation was known for its production of sugarcane.
  • Many plantations in the southern United States relied on slave labor.
  • The plantation owner lived in a grand mansion on the estate.

تعریف انگلیسی

noun
  1. an estate where cash crops are grown on a large scale (especially in tropical areas)
  2. garden consisting of a small cultivated wood without undergrowth

واژه‌های دیگر با معنی «درختستان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن