دیکشنری فارسی

plash (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/plash/vt.

● (شاخ و برگ را در هم گره کردن و نرده ساختن) پرچین ساختن، چپر ساختن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن