plashy
معنی فارسی
مانند ابگيريا چاله گل الود
معنی کامل و مثالها
/plash´ē/adj.
● پر از چالهی گل آلود، گل آلود، خیس و پر دست انداز
● خیس کننده
مانند ابگيريا چاله گل الود
/plash´ē/adj.
● پر از چالهی گل آلود، گل آلود، خیس و پر دست انداز
● خیس کننده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن