plaster of lime and ashes معنی فارسی ساروج واژههای دیگر با معنی «ساروج» parge با گچ يا ساروج اندودن، درزگيري کردن mortar هاون دارو سازي، ساروج، ملاط cement grout دوغاب سيمان، ساروج mortar board کپه ملاط، کپه ساروج، کلاه چتر گوش دانشکده cementum سمنتوم، سيمانه، ساروج plasterer اندوگر، گچ کار، کاهگل کن pozzuolana سنگ آتشفشاني که از گرد آن سيمان هيدروليک، ميسازند، پوتزولانا plastering اندايش، اندود، گچ کاري