plat (2)
معنی کامل و مثالها
/plat/n., vt.
● قطعه زمین کوچک
● نقشه (به ویژه نقشهی قطعه زمین تقسیط شده)
● (از قطعه زمین) نقشه برداری کردن
/plat/n., vt.
● قطعه زمین کوچک
● نقشه (به ویژه نقشهی قطعه زمین تقسیط شده)
● (از قطعه زمین) نقشه برداری کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن