platinoid
معنی فارسی
ترکيب نيکل و روي و مس که تا اندازه اي خواص
پلاتين را پيدا ميکند
معنی کامل و مثالها
/plat´'n oid´/adj., n.
● پلاتین مانند، سپید زرسان، شبیه طلای سفید
● (آمیزهای از مس و نیکل و روی و تنگستن که در ابزار الکتریکی به کار میرود) پلاتینوئید، سپید زرگونه