platinous
معنی فارسی
پلاتيني
معنی کامل و مثالها
/plat´'n ǝs/adj.
● وابسته به یا دارای طلای سفید (به ویژه پلاتین)، سپیدزری
پلاتيني
/plat´'n ǝs/adj.
● وابسته به یا دارای طلای سفید (به ویژه پلاتین)، سپیدزری
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن