دیکشنری فارسی

platinum

UKpleitinəm US'plætnəm

معنی فارسی

طلاي سفيد زرسفيد پلاطين

معنی کامل و مثال‌ها

/plat´'n ǝm/n., adj.

● طلای سفید، سپید زر، پلاتین (فلز گران‌بها - نشان آن: Pt: وزن اتمی: 195/09، شماره‌ی اتمی: 78، وزن مخصوص: 21/45، نقطه‌ی گداز: 1772 درجه سانتیگراد، نقطه جوش: 3827 درجه سانتیگراد)

● صفحه‌ی گرام (یا نوار ویدئو و غیره) که بیش از یک میلیون نسخه فروش داشته است

● رنگ سپید زری (خاکستری کم رنگ)

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the Spanish term 'platina', which means 'little silver'.

مثال

  • The ring was made of pure platinum.
  • Platinum is used in catalytic converters.
  • The album went platinum within a week.

ترکیب‌های رایج

Platinum ring Platinum album Platinum card Platinum blonde

تعریف انگلیسی

noun
  1. a heavy precious metallic element; grey-white and resistant to corroding; occurs in some nickel and copper ores and is also found native in some deposits

واژه‌های دیگر با معنی «طلاي سفيد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن