play for one معنی فارسی حفظ توپ واژههای دیگر با معنی «حفظ توپ» play the ball حفظ توپ با دريبل، با دريبل صاحب توپ شدن ball control مهار توپ، حفظ توپ، تسلط به توپ triple option بازي تهاجمي با 3 اختيار دادن توپ به مدافع، پرتاب بازيگر مياني حفظ توپ و دويدن با آن، يا پاس دادن (فوتبال آمريکايي) technical foul خطاي فني، بازي با توپ واترپولو در حال، ايستادن کف استخر