pleadable معنی فارسی عنوان کردن مناسب براي دفاع موجه واژههای دیگر با معنی «عنوان کردن» keep in trust به عنوان امانت نگهداري کردن چيزي misdirect راهنمايي غلط کردن، غلط عنوان کردن، گمراه کردن streaming tape drive دستگاهي که يک کارتريج نوار پيوسته را، نگهداري کردن و اساسا" به عنوان پشتيبان، گرداننده هاي ديسک سخت بکار مي رود rubricize بخط قرمز نوشتن يا چاپ کردن، قرمز نشان دادن، داراي عنوان قرمز کردن rubricate بخط قرمزنوشتن ياچاپ کردن، قرمزنشان کردن، داراي عنوان (قرمز) کردن implied trust مسئوليت فرضي، امانت فرضي، حالتي است که کسي به حکم مندرج در قانون address عنوان، نام و نشان، سرنامه tactfulness عنوان، نام و نشان، سرنامه use and occupation انتفاع و تصلاف، عنوان دعوي که مالک عليه مستاجري که پس از، انقضاء مدت اجاره از ملک استيفاء منفعت pull down menu فهرستي که مي تواند توسط تيک کردن، اشاره گر ماوس بر روي عنوان آن و يا، توسط فشردن دکمه صفحه کليد نمايش