دیکشنری فارسی

plebeian

معنی فارسی

عضو توده ، عضو ، طبقه عوام ، رنجبر ، پست ،

وابسته به توده رنجبر ، ازطبقه عوام

معنی کامل و مثال‌ها

/plē bē´ǝn/n., adj.

(روم باستان) عضو پایین‌ترین طبقه‌ی اجتماعی، عامی (در برابر: اشرافی یا اعیان patrician)

آدم بی نزاکت، آدم بی ادب و خشن

وابسته به مردم عامی

پیش پا افتاده، عادی

مترادف‌ها

adjective
Ignoble, low, mean, base, vulgar, common, popular.

واژه‌های دیگر با معنی «عضو توده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن