plight (2)
معنی کامل و مثالها
/plīt/vt., n.
● عهد کردن، قول دادن، تعهد کردن
● (قدیمی) عهد، قول، پیمان
* plight one's troth
1- (در اصل) عهد کردن، قول دادن 2- نامزدکردن (برای زناشویی)، قول ازدواج دادن
/plīt/vt., n.
● عهد کردن، قول دادن، تعهد کردن
● (قدیمی) عهد، قول، پیمان
* plight one's troth
1- (در اصل) عهد کردن، قول دادن 2- نامزدکردن (برای زناشویی)، قول ازدواج دادن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن