plink
USplıŋk
معنی فارسی
صداي دق دق کردن، صداي دنگ دنگ کردن.
صداي جرنگ، دنگ
دنگ دنگ کردن
معنی کامل و مثالها
/pliŋk/n., vt., vi.
● (امریکا)
● به قوطی حلبی (و چیزهای مشابه) تیر اندازی کردن
● صدای جرنگ، دنگ
● (با پیانو و غیره) دنگ دنگ کردن