دیکشنری فارسی

plink

USplıŋk

معنی فارسی

صداي دق دق کردن، صداي دنگ دنگ کردن.

صداي جرنگ، دنگ

دنگ دنگ کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/pliŋk/n., vt., vi.

● (امریکا)

● به قوطی حلبی (و چیزهای مشابه) تیر اندازی کردن

● صدای جرنگ، دنگ

● (با پیانو و غیره) دنگ دنگ کردن

واژه‌های دیگر با معنی «صداي دق دق کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن