plough-land معنی فارسی زمين شخم زده واژههای دیگر با معنی «زمين شخم زده» plough خيش، گاواهن، شخم plowed خيش، گاواهن، شخم plower خيش، گاواهن، شخم plowing خيش، گاواهن، شخم plows خيش، گاواهن، شخم