plumbum معنی فارسی سرب معنی کامل و مثالها /plum´bǝm/n.● (لاتین) سرب واژههای دیگر با معنی «سرب» lead سرب، اريز، سطر جدا کن unleaded بي سرب، بدون سرب . plumbous سرب دار، وابسته به سرب، سربي. plumbiferous سرب دار، سرب اور lead burning جوش سرب leadwort علف سرب plumbic سرب دار red lead ore سرخ سرب saccharum saturni شکر سرب soft lead سرب نرم