دیکشنری فارسی

plus

UKplʌs USplʌs

معنی فارسی

بعلاوه باضافه افزوده به مثبت اضافي نشان بعلاوه نشان افزايش

معنی کامل و مثال‌ها

/plus/prep., adj., adv., n., pl.

● بعلاوه، بعلاوه‌ی، فزون، افزوده بر

2 plus 2 equals 4

2 بعلاوه‌ی 2 برابر است با 4.

● علاوه بر، فزون بر، به اضافه‌ی

salary plus bonus

حقوق به اضافه‌ی پاداش

● (عامیانه) - تر، اضافی، بیشتر

he returned wiser and plus $ 500

او عاقل‌تر و با 500 دلار بیشتر مراجعت کرد.

● وابسته به جمع زدن، افزایشی

the plus sign

علامت بعلاوه

● مثبت، بیشند

a plus factor

عامل بیشند، عامل مساعد

a grade of B plus

(نمره‌ی امتحان) نمره‌ی ب مثبت

a plus quantity

مقدار (یا عدد) بیشند

● بیش از، بیشتر از

plus sales

فروش بیش از معمول

● (عامیانه) و بیشتر، و چیزهای دیگر

she has personality plus

علاوه بر سایر چیزها شخصیت هم دارد.

● (گیاه شناسی - جلبک‌ها و غیره) نر، بیشند

● (برق) مثبت

the plus terminal

ترمینال مثبت

● (عامیانه) همچنین، علاوه بر آن، هم

we have the time and plus we have the money

ما وقت داریم و پول هم داریم.

● مقدار مثبت، عدد مثبت، بیشنده

● مزیت، امتیاز

ریشه و کاربرد

ریشه

From the Latin word 'plus' meaning 'more'.

مثال

  • Two plus two equals four.
  • She enjoys playing the piano, plus she sings in a choir.
  • The hotel offers free breakfast, plus access to the fitness center.

ترکیب‌های رایج

Two plus two Plus access Plus experience Plus a background

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the arithmetic operation of summing; calculating the sum of two or more numbers “the summation of four and three gives seven” “four plus three equals seven”
  2. a useful or valuable quality
  3. on the positive side or higher end of a scale “a plus value” “temperature of plus 5 degrees” “a grade of C plus”
  4. involving advantage or good “a plus (or positive) factor”

مترادف‌ها

adverb
[Lat.] More, in addition.

واژه‌های دیگر با معنی «بعلاوه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن