plush
UKplʌʃ
USplʌʃ
معنی فارسی
مخمل نخ و ابريشم ، مخمل پرکرک
معنی کامل و مثالها
/plush/n., adj.
● مخمل نرم و دارای پرزهای بلند، مخمل (ضخیم)
● مخملی
● (عامیانه - به ویژه مبل و اسباب خانه) مجلل، اعیانی، شکوهمند، پر زرق و برق
plush apartments
آپارتمانهای مجلل
تعریف انگلیسی
adjective
- a fabric with a nap that is longer and softer than velvet
- characterized by extravagance and profusion “a lavish buffet” “a lucullan feast”