دیکشنری فارسی

plush

UKplʌʃ USplʌʃ

معنی فارسی

مخمل نخ و ابريشم ، مخمل پرکرک

معنی کامل و مثال‌ها

/plush/n., adj.

● مخمل نرم و دارای پرزهای بلند، مخمل (ضخیم)

● مخملی

● (عامیانه - به ویژه مبل و اسباب خانه) مجلل، اعیانی، شکوهمند، پر زرق و برق

plush apartments

آپارتمان‌های مجلل

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a fabric with a nap that is longer and softer than velvet
  2. characterized by extravagance and profusion “a lavish buffet” “a lucullan feast”

واژه‌های دیگر با معنی «مخمل نخ و ابريشم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن