pluvious UKpluːviəs معنی فارسی باراني واژههای دیگر با معنی «باراني» pluvial باراني، باران زاد، يکجور رداي بلندکه کشيشان در قديم مي drippy باراني، هواي گرفته، کسل کننده . pluvian باراني، باران زا، پرباران. pluvine باراني، باران زا، پرباران. barani باراني، پشتک با نيم پيچ baroni باراني، پشتک با نيم پيچ rainy باراني، پرباران rain-coat باراني raincoat باراني raininess باراني بودن، هواي باراني