دیکشنری فارسی

pneumato-

معنی کامل و مثال‌ها

/nōō´mǝ tō´/

● پیشوند:

● هوا، باد، گاز، دم، بادی، گازی [pneumatolysis]

● دمزنی، تنفس، نفس [pneumatometer]

● جان، نفس، روح [pneumatology]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن