podium
US'pəudıəm
معنی فارسی
ديوارکوتاهي که گرداگردتماشاخانه ميساختند ،
نيمکت دورتادور ، پا ، پنجه
معنی کامل و مثالها
/pō´dē ǝm/n., pl.
● سکو (به ویژه سکو که رهبر ارکستر روی آن قرار میگیرد)، تختگاه (dais هم میگویند)
● تریبون، میز خطابه (lectern هم میگویند)
● (جانور شناسی) دست، پا، اندام پا مانند، پایچه، پایک، پا واره
● دیوار کوتاه، بنلاد، زیر تندیس
● نیمکت تو دیواری
مترادفها
noun
Stylobate, continuous pedestal.