دیکشنری فارسی

podium

US'pəudıəm

معنی فارسی

ديوارکوتاهي که گرداگردتماشاخانه ميساختند ،

نيمکت دورتادور ، پا ، پنجه

معنی کامل و مثال‌ها

/pō´dē ǝm/n., pl.

سکو (به ویژه سکو که رهبر ارکستر روی آن قرار می‌گیرد)، تختگاه (dais هم می‌گویند)

تریبون، میز خطابه (lectern هم می‌گویند)

(جانور شناسی) دست، پا، اندام پا مانند، پایچه، پایک، پا واره

دیوار کوتاه، بنلاد، زیر تندیس

نیمکت تو دیواری

مترادف‌ها

noun
Stylobate, continuous pedestal.

واژه‌های دیگر با معنی «ديوارکوتاهي که گرداگردتماشاخانه ميساختند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن