point of sight معنی فارسی نقطه ديد واژههای دیگر با معنی «نقطه ديد» point of regard نقطه ديد intermediate sight توسط ديد عقب و جلو يک نقطه در نقشه برداري popeye در رهگيري هوايي يعني در داخل ابر هستم، يا نقطه اي که ديد کور است