دیکشنری فارسی

pointy

US'pɔıntı

معنی فارسی

نوکدار تيز گوشه دار.

معنی کامل و مثال‌ها

/point´ē/adj.

● نوک تیز، سرنازک، سرتیز

● چند نوک، دارای چند سر تیز

واژه‌های دیگر با معنی «نوکدار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن