pole (1)
معنی کامل و مثالها
/pōl/n., vt., vi.
● (معمولا از چوب یا آهن- معمولا گرد) تیر، دیرک، میله، چوب، خله، دکل، شنگرک، تیرک، تیرچه
a tent pole
تیر خیمه
a flagpole
چوب پرچم
fishing pole
چوب ماهی گیری (که سر آن ریسمانو قلاب دارد)
a telephone pole
تیر تلفن
● (اسکی) باتون
ski poles
باتونهای اسکی
● (پرش با نیزه) نیزه
to vault with a pole
با نیزه پریدن
pole-vaulting
پرش با نیزه
● (گاری و کالسکه و غیره) آسه، محور (که اسبها را به دو طرف آن میبندند)
● (واحد اندازهگیری درازا برابر با 5/029 متر یا 25/29 متر مربع) پول
● دسته (اگر دراز باشد)، دستک
the pole of a harpoon
دستهی زوبین (ویژهی صید نهنگ)
● (در آب کم ژرفا قایق و غیره را) با چوب دراز راندن
a boat poled forward by two men
قایقی که دو مرد آن را با چوبهای دراز به جلو میراندند
● (با تیر یا دیرک) مستحکم کردن، نگهداشتن
you must pole cucumber plants
بایستی بتههای خیار را با چوب نگهداری.
* under bare poles
(کشتی بادبان دار) با بادبانهای جمع (به خاطر توفان)