دیکشنری فارسی

polemic

UKpəlemik USpə'lemık

معنی فارسی

جدالي مجادله اي مباحثه اي مجادله اميز مشاجره قلمي جدلي مجادله

معنی کامل و مثال‌ها

/pō lem´ik/adj., n.

● جدلی، ستیهشی، بحث انگیز (polemical هم می‌گویند)

● جر و بحث، جدل، پادستهش، مجادله، ستیز، ستیهش

he dismissed those booke as mere cold-war polemics

او آن کتاب‌ها را به دلیل اینکه چیزی جز جر و بحث‌های دوران جنگ سرد نبودند مطرود شمرد.

his polemic against communism

جر و بحث او بر علیه کمونیسم

● اهل جر و بحث، مجادله گرای، جدل دوست، ستیز دوست، دعوایی

a polemic(al) journalist

روزنامه‌نگار جدل دوست

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a writer who argues in opposition to others (especially in theology)
  2. a controversy (especially over a belief or dogma)
  3. of or involving dispute or controversy

مترادف‌ها

I. adjective
(also polemical)
1. Controversial, disputative.
2. Disputatious.
II. noun
(also polemist)
Disputant, controversialist.

واژه‌های دیگر با معنی «جدالي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن