policlinic
معنی فارسی
محکمه عمومي در بيمارستان ،
محکمه براي بيماران سر پايي
معنی کامل و مثالها
/päl´i klin´ik/n.
● درمانگاه
● (دربیمارستان) بخش بیماران سرپایی
محکمه عمومي در بيمارستان ،
محکمه براي بيماران سر پايي
/päl´i klin´ik/n.
● درمانگاه
● (دربیمارستان) بخش بیماران سرپایی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن