دیکشنری فارسی

policlinic

معنی فارسی

محکمه عمومي در بيمارستان ،

محکمه براي بيماران سر پايي

معنی کامل و مثال‌ها

/päl´i klin´ik/n.

درمانگاه

(دربیمارستان) بخش بیماران سرپایی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن