دیکشنری فارسی

politicize

USpə'lıtı'saız

معنی فارسی

سياست مداري کردن ، در سياست رخالت کردن ،

سياست بازي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/pǝ lit´ǝ sīz´, pō-/vt., vi.

سیاسی کردن، در امور سیاسی شرکت کردن، تدبیرگانی کردن

(C. Popper) we want to moralize politics and not to politicize morals

ما می‌خواهیم سیاست را اخلاقی کنیم ولی نمی‌خواهیم اخلاقیات را سیاسی کنیم.

درباره‌ی سیاست بحث کردن، بحث سیاسی کردن

واژه‌های دیگر با معنی «سياست مداري کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن